الشيخ حسين المظاهري

33

جبهه و جهاد اكبر (فارسى)

مولى ( ع ) ديد او ترسيده و چشمانش گود رفته است ، با او مهربانى كرد و فرمود : چرا چنين كردى ؟ مگر من با تو چه كرده بودم ؟ ! و سفارش او را به امام حسن ( ع ) كردند ، آرى اينست مصداق حقيقى يك انسان كامل و يك مجاهد فى سبيل الله . جبهه نعمت است گرچه جبهه و جنگ مشكلاتى دارد اما بدانيد كه نعمت بزرگى است ، انسان ساز ومكتب على است ، سنگر تجلى گاه نور خدا است ، شايد سنگر از مسجد مقدس تر باشد . على ( ع ) مىفرمايد : المُؤمِنُ اعظَمُ حُرمَةً مِنَ الكَعبَةِ المُؤمِنُ اعظَمُ حُرمَةً مِنَ المَلَكِ المُقَرَّبِ . مؤمن احترامش از كعبه بالاتر است ، و سنگر مؤمن هم از كعبه بالاتر است ، ميدان نبرد و جبهه مسجد الحرام نيست بلكه بالاتر است ، نور خداوند در آنجا متجلى است ( تجلىگاه عشق است ) دست عنايت ولى الله الاعظم امام زمان ( ع ) در جبهه‌ها و سنگرها است . آرى جبهه حقيقتاً نعمت بزرگى است . رزمندگان سپاهى در جبهه ( اين مكتب انسان ساز ) بايد خود را چنان بسازند كه هنگام برگشتن خود مربى و معلم ديگران باشند ، سپاهى بايد از چهره ى ملكوتيش ديگران غبطه بخورند ، و بس است براى سپاهى كه امام عظيم‌الشأن با آن مقام رفيع معنوىاش بفرمايد : اى كاش من هم يك پاسدار بودم ، يا بفرمايد از چهره ملكوتى شما غبطه مىخورم . اما كدام سپاهى و پاسدار ؟ پاسدارى كه قساوت داشته باشد ؟ و رحم و تلطف ومهربانى در وجودش نباشد ؟ هرگز چنين كسى نه پاسدار اسلام و نه سرباز امام زمان ( ع ) .